تبليغاتX
من اعدامیم
من اعدامیم
قراره آزاده باشیم وآزاد بنویسیم.تا پله های دار.زندانبان داد می زنه که اینقدر فکر نکن سرم رفت.
۱ 

۲

۳ سال پیش بود .
پس تو داشتی مسابقه میدادی و من خبر نداشتم.
درس یک/
مستر هادی عاشقی برد و باخت نداره.
درس دو /
اگرم داشته باشه اونی که باختس برندس چون مونده و هنوز عاشق ِ.
درس سه /
اونی که برده در اصل بازندس. شروع.
یادم میخواستی باهاش برخورد کنی. اولش با خودم گفتم حق داری شاید تقصیر از من و لودگی از من بوده.اما بود واقعا؟
نمی دونم شاید ام بوده.
شایدم تقصیر از تو و سادگیت بوده.من تورو به عنوان یه دوست نمی گم خیلی خوب چون مطمئنن پرو میشی و باز دچار توهم ٬ انتخاب کردم.
آگر باختی تقسیر من نبوده. من دودرت نکردم . من همونی بودم که بودم.تو عوض شدی.برنده شدی.

ادامه دارد... 


نوشته شده در سه شنبه چهارم بهمن 1384 توسط مهسا | لينك ثابت |
:: عناوين آخرين مطالب ارسالي
» خودت بودی
»
» عنوان ندارد
»
»
»
» سادگی
» کاش چی؟
» کاش زودتر بگی...
» از كجا؟
»
»
» یکی بود
» 123
»
»
»
»
» انقلاب
»
» ننویسم.
» تا لیلی نمیرد
» وقت گذشت.
» تا وقت هست
» تولدت مبارک
» از به
» هستی؟
» هستم
»
» شیخ ما می گفت: