۱
نوشته شده در سه شنبه چهارم بهمن 1384 توسط مهسا | لينك ثابت |
۲
۳ سال پیش بود .
پس تو داشتی مسابقه میدادی و من خبر نداشتم.
درس یک/
مستر هادی عاشقی برد و باخت نداره.
درس دو /
اگرم داشته باشه اونی که باختس برندس چون مونده و هنوز عاشق ِ.
درس سه /
اونی که برده در اصل بازندس. شروع.
یادم میخواستی باهاش برخورد کنی. اولش با خودم گفتم حق داری شاید تقصیر از من و لودگی از من بوده.اما بود واقعا؟
نمی دونم شاید ام بوده.
شایدم تقصیر از تو و سادگیت بوده.من تورو به عنوان یه دوست نمی گم خیلی خوب چون مطمئنن پرو میشی و باز دچار توهم ٬ انتخاب کردم.
آگر باختی تقسیر من نبوده. من دودرت نکردم . من همونی بودم که بودم.تو عوض شدی.برنده شدی.
ادامه دارد...
نوشته شده در سه شنبه چهارم بهمن 1384 توسط مهسا | لينك ثابت |


