تبليغاتX
من اعدامیم
من اعدامیم
قراره آزاده باشیم وآزاد بنویسیم.تا پله های دار.زندانبان داد می زنه که اینقدر فکر نکن سرم رفت.
من که حرفی از دوست داشتن نزدم.
فقط دو تا دوست بودیم.حرف دیکه ای وسط نبود.
من اون نوشتتو خوندم اما اشتباه .اینجا معنیش کردی و من شدم احساس گناه از یک کار اشتباه.
اشتباه برداشت کردم.خسته بودم و پراز فکر.مخم کار نمی کرد.ببخشید.
نمی تونستم ربطشون بدم بهم دیگه.هزار بار گفتم درست حرف بزن.
تویی که باید منو ببخشی. ناراحتم. غم دارم. بغض دارم از اینکه تو اینجوری شدی.از اینکه دچار این احساس شدی.جایی شو بهت دروغ نگفتم هیچ جا شو.
هزار و یه دلیل هم برا اینکه نمی شه ندارم.فقط دوتاست.
از اولشم گفتم.از اولشم بلاگ قبلی رو خونده بودی.هزار جا هم با ایما و اشاره حالیت کردم.اما ...
دلم میخواست اینجا هی بنویسیم و بنویسیم .از همه چیز و همه جا...
اما تو با این وضع ...
آخه به چی دل خوش کردی به یه فونت؟
به یه نفر که از اولش داره می ناله و زار می زنه.
به یه نفر که نمی دونی کیه؟ فقط یه فونت؟
 در گیر و دار بودنم در گیر با تو بودنم
فکر کنم هر چی زودتر بکنی بهتر باشه! نه؟
باور کن که من فقط یه اعدامیم .


نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر 1384 توسط M.H | لينك ثابت |
:: عناوين آخرين مطالب ارسالي
» خودت بودی
»
» عنوان ندارد
»
»
»
» سادگی
» کاش چی؟
» کاش زودتر بگی...
» از كجا؟
»
»
» یکی بود
» 123
»
»
»
»
» انقلاب
»
» ننویسم.
» تا لیلی نمیرد
» وقت گذشت.
» تا وقت هست
» تولدت مبارک
» از به
» هستی؟
» هستم
»
» شیخ ما می گفت: