شیخ ما اصلن برای حرافی آمده ست.
شیخ ما اصلن نیامده ست.
شیخ ما اصلن مرده ست.
می گویم تنهاییم را بشکنم. مگه تخم مرغه؟ دانه ای چند؟ شانه ای چند؟
از قبر مرا خواندی . نمی دانی کجا بودم.
انگار کن تخم مرغ های عاشقیت درون جمجمه ام شکسته ست.
چه فایده .یا من کم آوردم.یا او کم آوردم.
(خسته شدی از انتظار ابراز نکردنم)
یادت باشد که گفته بودم (ی) این راه پر از خرسنگ است.اگر قوزک پایت را خرچنگی می کنم.اگر زبانم را مین گذاری می کنم.
نرنج که این از دوری راه نیست. از سختی من است.
نرنج که به هزار اشارت می گویم.گوش کن ، رک نگفته ام.
نرنج که بعد از رنج می گویم.
نرنج که با قنج می گویم.
من با خنج می گویم.
روز تولدم را به من تبریک می گویم(4آذر)
از من . به او.
ازبه.
من او.
راستی نگفتی چشانت چه رنگی ست.
از طرف (از )برای (به).
گفته بودی فقط یک بار بگویم دوستت دارم.
من هم به کوه گفتم دوستت دارم.دوستت دارم.دوستت دارم.دوستت دارم. دوستت دارم.دوستت دارم.
(عجب شعرایی پیدا می شوند)
راستی همه می گویند مونمی زنم با او. تو به که شبیهی.
نوشته شده در پنجشنبه سوم آذر 1384 توسط M.H | لينك ثابت |


