تبليغاتX
من اعدامیم
من اعدامیم
قراره آزاده باشیم وآزاد بنویسیم.تا پله های دار.زندانبان داد می زنه که اینقدر فکر نکن سرم رفت.

شیخ ما می گفت: به  جز خدا به هیچ دل مبند. دل فقط ویلای خداست.

و ما از همان تاتی تاتی زندگی به همه چی پا دادیم . به جز خدا .

 

خدا همان حلقه گمشده بود.خدا همان فردین بود.خدا همان کیشلاوسکی بود.خدا همان بوروسلی بود.خدا همان تختی بود.خدا همان شهید همت بود.خدا همان سوباسا بود.اصلا خدا لات بود.

ولی خدا نبود.

خدا نبود.

خدا نبود.

خدانبود.

خدا نبود.

خدا نبود.

خدانبود.

خدا نبود.

خدا نبود.

خدانبود.

خدا نبود.

خدا نبود.

خدانبود.

خدا نبود.

خدا نبود.

خدانبود.

خدا نبود.

خدا نبود.

خدانبود.

خدا نبود.

خدا نبود.

خدانبود.

خدا نبود.

خدا نبود.

خدانبود.

(اسلوموشن):خخخخخددددددددااااااااااااااا نننننننننبببببببببووووووودددددد

 

 

قرار بود بدون سانسور حرف بزنیم. نه .

 

وقتی بحث دل ودلدادگی میون میاد.دلم می لرزه.

 

شیخ ما می گفت:تنها بنایی که اگه بلرزه محکم تر می شه دله.

 

 

نقطه؟


نوشته شده در سه شنبه یکم آذر 1384 توسط M.H | لينك ثابت |
:: عناوين آخرين مطالب ارسالي
» خودت بودی
»
» عنوان ندارد
»
»
»
» سادگی
» کاش چی؟
» کاش زودتر بگی...
» از كجا؟
»
»
» یکی بود
» 123
»
»
»
»
» انقلاب
»
» ننویسم.
» تا لیلی نمیرد
» وقت گذشت.
» تا وقت هست
» تولدت مبارک
» از به
» هستی؟
» هستم
»
» شیخ ما می گفت: