تبليغاتX
من اعدامیم
من اعدامیم
قراره آزاده باشیم وآزاد بنویسیم.تا پله های دار.زندانبان داد می زنه که اینقدر فکر نکن سرم رفت.
قلمتو قلاف کن پیرمرد. تنها باش . تنها بنویس. تنها ادامه بده. اما یه نفر دیگه ام هر از گاهی  ...
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم دی 1384 توسط مهسا | لينك ثابت |
پتک وار قلم می سایم انگار باید ادامه داشته باشد. چونانک تنها ادامه می دهم.
نوشته شده در یکشنبه چهارم دی 1384 توسط M.H | لينك ثابت |
:: عناوين آخرين مطالب ارسالي
» خودت بودی
»
» عنوان ندارد
»
»
»
» سادگی
» کاش چی؟
» کاش زودتر بگی...
» از كجا؟
»
»
» یکی بود
» 123
»
»
»
»
» انقلاب
»
» ننویسم.
» تا لیلی نمیرد
» وقت گذشت.
» تا وقت هست
» تولدت مبارک
» از به
» هستی؟
» هستم
»
» شیخ ما می گفت: